زندگی بارانی
من نمی دانم
 
که چرا می گویند: اسب حیوان نجیبی است ، کبوتر زیباست.
و چرا در قفس هیچکسی کرکس نیست.
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد.
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژه ها را باید شست .
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد.
چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
با همه مردم شهر ، زیر باران باید رفت.
دوست را، زیر باران باید دید.
عشق را، زیر باران باید جست.
زیر باران باید بازی کرد.
زیر باران

ادامه مطلب  

فرهنگ قهوه در یونان  

وقتی که به یونان سفر میکنین، باید همرنگ جماعت شین.. میگین چطوری؟ مثلن فرهنگ قهوه نوشیدن یونانی ها رو امتحان کنین.. یونانی ها عادت دارن به کافه های ساحلی برین و گپ بزنن و قهوه نوش جان کنن.. از همه بهتر کافه های شهر آتن.. به کافه تیلور در منطقه زیبای آگیا ایرینی برین که اطراف رو کلفروشی های یونانی و کلیسای ارتدوکس گرفته.. یا در میادین مرکزی شهر یا حومه شهر برین و مث بقیه مردم روی صندلی ها بشینین و از قهوه خود لذت ببرین..

ادامه مطلب  

 

_شما مرتکب قتل عمد شدید، چه دفاعی دارید؟
+نه آقای قاضی قتل عمد نبوده!
_اما دوربین اون کافه کاملا نشون میده که به طرف اون آقا و خانوم حمله کردید و با ضربه ی چاقو دخلشونو آواردید!
+نه آقای قاضی به همین سادگی هم نبوده، من فقط از خودم دفاع کردم!داشت با اون یارو، اونم جلوی اون کافه دل میداد قلوه میگرفت. همش به جهنم...بارونم میومد آقای قاضی... میفهمی؟!داشت موهای بارون خوردشو بو میکرد.بعد شما میگی قتل عمد؟!
#علی_سلطانی

ادامه مطلب  

نامه ای از آذر  

سلام
این نامه را از آخرین آذر من بدون تو مینویسم در حالیکه صدای قطره های باران پشت پنجره موسیقی عجیبی می نوازد.
پسرکم...
آذر ماه عجیبی است
مثل بارش این باران
شب تا صبح بیدار بودم
فقط چند قطره بارید
صبح خبری از بلبل ها و گنجشکها نبود
به گمانم دست آذر برایشان رو شده.
بعد رگبار زد
اندکی گذشت و نم نم باران برگهای سبز روشن درختها را نوازش میداد.
صدای موسیقی به اوج می رسد و به ناگاه حرکات دست رهبر ارکستر کند و کند تر میشود.
موسیقی ملایم میشود و به جان م

ادامه مطلب  

 

بسم الله الرحمن الرحیم
باران که میبارد دل من تنگ میشود ،برای آنهایی که رفتند و مرا باخودم تنها گذاشتند . قلبم میلرزد ،تنم میلرزد ، سرمایی باورنکردنی در روح و جان من رخنه میکند . میترسم ، ازدل بستن میترسم ، از ضربه ی آخر میترسم ...و بازتن من میلرزد وباز تنهایی و باران و خاطرات آنها که نیستند ...

ادامه مطلب  

تبسم می زنم به سردی پاییز....  

 
تبسم می زنم به باران سردِ شبانه ی پاییز
که داغ دلم را باور کرده است
باور او
همه ی ناباوری ها به ریواس و نیلوفر را
تدفین خواهد کرد
و روزی
آسمان ابری و
داغ - رنگِ پس از باران پاییزی
به همه ی ناباوران
ادراک خواهد بارید
که شقایق داغ دیده
هیچوقت از شحنه ها و دشنه ها
توقع باغبانی نداشت
و دادا ! تک درخت بوته زارِ بی کسی هم
بهرام باعزت

ادامه مطلب  

با مدادان بود و باران بهار  

بامدادان بود و باران بهارقطره قطره می چکیدبروی یار
 
ساعقه هر لحظه می آ مد زمینهیچ پناهگاهی نبود در آن دیار
 
رایحه عطری میامد بر مشامبوی گل آ میخت با عطر نگار
 
روی گلبرگ و شکوفه می چکیددانه ی باران همچون اشک یار
 
تیره ابری بود با غرش رسیدمانده بودیم درمیان سبزه زار
 
یک نسیمی سردبرما می وزیدزیر باران مانده بودیم دل فکار
 
گفتمش یارب پناه بر ما توئیاندر آن لحظه چه بودم بی قرار
 
ابر تیره نا گهان رفتش کنارآ فتاب تا بید میان بیشه زار
 
شوق لبخن

ادامه مطلب  

باران رحمت الهی  

امروز سه شنبه در بیشتر نقاط استان باران می بارد از جمله شهرستان مهران بنده در این شهر شاغلم ،یکی از مشکلات عدیده برای کارکنان غیر بومی مشکل ایاب و ذهاب است  ...امیدوارم امروز سرفرصت برسم در حال زایزنی با مدیرم هستم وگیان خوارزاگه ی قسمه دامه یه کد تقویم رومیزی گذاشتم تقدیم به استاد گرامی

ادامه مطلب  

دست های محبوبت را مُحکم بگیر و بخند  

 
اگر تهرانی هستی و امروز در خیابان های بارانی تهران نبودی اتفاق شگفت انگیزی را از دست داده ای . تهران است دیگر دیروز داشت خفه مان می کرد و مِه و ابرهایش توهم بود و همه دود .. امروز مِه و ابرش حقیقی بود و بارانش عشق .. باران آمدنی به دختری فکر می کردم که محبوبش او را به پیاده روی زیر باران دعوت کرده بود . دختر از شدت خوشحالی چشم هایش پُر از ذوق بود و راه نمی رفت ..می رقصید . پسر روز سختی را سپری کرده بود .پُر از سختی و سیاهی . اما از خوشحالی دختر خوشحال

ادامه مطلب  

دماغ نفسم به خاک ما.لیده می شد!  

دماغ نفسم به خاک مالیده می شد!
در زمان مرجع عالیقدر شیعه حضرت آیه الله العظمی آقا سید محمدتقی خوانساری(رض) به جهت کمبود آب در قم، از ایشان خواستند که نماز باران بخوانند. ایشان با عده ای مؤمنین می روند و نماز می خوانند.عده ای از کفار و انگلیسی ها هم که در مسیر مردم را دیده بودند، پرسیده بودند که: اینها کجا می روند؟! گفته بودند: برای طلب باران از خداوند و نماز استسقاء می روند! آنها خنده تمسخر آمیزی کرده بودند.هنگامی که آیت الله خوانساری نماز را شر

ادامه مطلب  

صدای پای باران  

باران میبارد و من در قفس رنجور و خسته بی هم نفس
بارون میاد من اینجا نشستم فقط مینویسم باران آمد اما نمیبینمش دلم میخواست همین الان الان میرفتم بیرون میشستم لب جدول و فقط و فقط به هیچی فکر میکردم ..
 
1:30 تهران / هوا ابری با بارش پراکنده 
 

ادامه مطلب  

به انتظار باران...  

بعد از رفتت هنوز هم به انتظار روز های ابری مینشینم،
 
به انتظار باران وآرامش نوشیدنِ جرعه ای چایِ داغ،
 
به انتظار نفس کشیدن در هوای عطرآگین حضور
 
به انتظار سقفی که میزبانش تو باشی ومن ،
 
به انتظار محفلی که نقل مجلسش شعر های سپید عاشقانه ی تو باشدومن،
 
و در این بزم شاعرانه من معشوقه ای باشم که تو را به نگاهی از جنس عاطفه دعوت می کند،
 
محفلی از جنس پاییز در هوای شورانگیز بارانی...
 
راستش را بخواهی این روز ها انتظار بدجور آزارم میدهد
 
چر

ادامه مطلب  

تقدیم به عزیزدلم ...  

پیش از آن که دیگران برتو ببارند،ببار بارانای عزیز جان!پیش از آن که بر کودک درونت شلاق بی مهری زمان را حق بدانند مهر را بر آنان ببخش تا بخشندگی ات تو را عظیم گرداند و بزرگ .ای مهربانم !در لا به لای بی مهری زمان تو را در سوگ نبودن خویش دیدم اما گمان مبر به مردگی عاشقان که به مهر جاودان عالمی را حیات بخشند و گرمای خویش را نثار بی مهران زمان گردانند بلکه ذره ای باران از کوه یخ شان ببارد .سپاس گزارم پروردگارم و امید وارم به استجابت حضورت در جان مان.مم

ادامه مطلب  

درد دارد  

 
اول از ماندنتان مطمئن شوید...بعد به بوی عطرتان عادتش دهید...بعد ببریدش یک کافه و یک جای دنج انتخاب کنید...بعد بگویید دوستت دارم...بعد قربان صدقه اش بروید ...بعد برای بچه ی نداشته ی تان اسم انتخاب کنید...بعد تیکه کلامتان را بر سر زبانش بیاندازید...بعد به حرفش گوش کنید...بعد به اسم او قسم بخورید..بعد با حال بد او ؛ حالتان بد شود...
درد دارد ...وقتى ساعت ها مى نشینى به حرف هایى كه هیچ وقت قرار نیست بگویى فكر مى كنى !

ادامه مطلب  

تئاتر آیس لند  

فردا دوشنبه ٢٩ آذر اولین اجراى "آیسلند" در تماشاخانه "باران"
نویسنده:  نیکلاس بیلون
مترجم:  زهره جواهری
طراح و کارگردان:  آیدا کیخایی
دراماتورژ:  محمد یعقوبی
بازیگران:  آزاده صمدی، فهیمه امن زاده، احسان کرمی
تهیه کننده:  کمپانی تئاتر باران
ساخت تیزر: مصطفی قاهری
مدیر تولید: محمد قدس
سرمایه‌گذار: سینا فراهانی
برنده ی سه جایزه ی نمایش نامه نویسی از فستیوال سامرورکس، کاناداو جایزه ی بهترین نمایش نامه از دید تماشاگران در فستیوال سامرورکس


ادامه مطلب  

 

کلافه ام. کلافه از دست... نمیدونم خودم. محمود یا باران.
هرچی تلاش میکنم اون چیزی که میخوام نمیشه. گاهی محمود باهام همکاری نمیکنه و اکثرا باران.
دو سه روز پیش که برادرم خونمون بود یهو به باران گفت خیلی به خواهرم گیر میدیا، اینقد اذیتش نکن. 
همش به این فکر میکنم که من که اینقد تلاش میکنم چرا به نصف هدف و خواسته م نمیرسم؟ من هر چی میخوام پامو فراتر از روزمرگی ها بذارم سنگ میاد جلوپام. بعد طرف میاد میگه اونهایی که بعد بچه دار شدن زندگی کردن یادشون می

ادامه مطلب  

نرم افزار بازار اندروید  

دانلود Bazaar v7.6.5 – نرم افزار بازار اندروید (جدیدترین نسخه)

 

2٫57 توسط 519 نفر


حجم نرم افزار 4.4 مگابایت
کمپانی سازنده Bazaar
تعداد دانلود 18,828
نسخه نرم افزار 7.6.5
نسخه سیستم عامل 2.2 و بالاتر
نوع اتصال
تاریخ آپدیت مطلب ۲۴ / ۰۸ / ۹۵

 
 
قابلیت های کلیدی کافه بازار اندروید :
–   دریافت برنامه در دسته های خاص –   قابلیت دریافت و ویژگی ادامه دانلود (Resume) –   امکان اتصال به حساب کاربری در کافه بازار
–   بررسی هم برنامه ها از نظر امنیتی با Lookout –   امکان خری

ادامه مطلب  

 

تابستان ها به روزی می افتم که مطمئن می شوم اگر دما به 10درجه کاهش پیدا کند تمام مشکلاتم حل می شود و من خوش حال ترین خواهم بود و روزشماری می کنم برای رسیدن هوای خنک.
لکن هربار پاییز عزیز آن چنان با غم های بدیع و غیر منتظره غافلگیرم می کند که نمی گذارد با خیال راحت کِیفم را بکنم و برای فصل سخت گرما انرژی ذخیره کنم.و گاهی از یاد می برم چند ماه منتظر این آب و هوا و دل بردن هایش بودم. مثلا همین دیشب که صدای باران نمی گذاشت بخوابم و از فکر اینکه 4ساعت دیگ

ادامه مطلب  

 

سلام
امروز‌ از خواب که پاشدم وبمو چک کردم
دیدم یه کامنت گذاشته عشقم
بهم گفت آدم کثیفی ام،نمیدونم شایدم هستم،آخه هیچکی اندازه اون بهم نزدیک نیست و با هیچکس به اندازه اون صادق نیستم،چون مهم ترین آدم زندگیمه
بهم گفت که تظاهر میکنم به دوست داشتنش
نمیدونم چجوری به این نتیجه رسید
راستش فک کنم بخاطر اینه‌ که  اینجوری راحت تره 
دیروز اون بعد ازینکه یه روز جوابشو ندادم پیام داد که کجایی؟میگم کافه
بعدمیگه میگه هروقت خوشگذر

ادامه مطلب  

زیر باران باید رفت؟  

آدم یه روزایی به بـــــــودن بعضیـــا خیـــــلی احتیـــــاج داره که همیـــــشه این روزا دقیقــــــا مصـــــــادف میشــــــه بــــا روزایی که اصلا نیســـــت!
                             ***********************
ﻋﻄﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﺴﺖ ﻣﺴﺘﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻓﺎﺭﻍ ﺍﺯ ﻏﻢ، ﺧﻮﺩپرﺳﺘﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧﻢ ﻧﻢ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﯿﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﺍﯾﺎﻡ ﻗﺪﯾﻤﻢ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﯾﺎﺩ ﺩﻭﺭﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﻟﻬﺎ پاﮎ ﺑﻮﺩ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﮔﻮﯾﺎﯼ ﻋﺸﻘﯽ ﻧﺎﺏ ﺑﻮﺩ ﻋﺸﻘﻬﺎ ﺑﻮﯼ هم آﻏﻮﺷﯽ

ادامه مطلب  

تعطیلات نوروز 96 در 5 ساحل زیبای قبرس!  

قبرس پر است از سواحل زیبا و خیره کننده.. سواحل شرقی قبرس با انواع ورزشهای ابی، هتلها، رستورانها و کافه بهترین انتخاب برای تعطیلات نوروزی می باشند.. سواحل قبرس شمالی و غربی دنج تر، بی سر و صدا تر و با آبهای تمیز تر انتظار شمارا می کشند.. لوکس ترین هتل های قبرس با نمایی خیره کننده در امتداد همین ساحل های شنی قبرس قرار دارند..خلیج پیسوری- این خلیج بین لیماسول و پافوس، در سواحل جنوبی جزیره قبرس قرار دارد.. برخلاف سایر سواحل قبرس، اینجا فقط تعداد کمی

ادامه مطلب  

فرانچایز چیست؟  

 

حتما شما هم نام رستوران های زنجیره ای بلندآوازه ای همچون مکدونالد و برگرکینگ و کافه هایی همچون استارباکس به گوشتان خورده است. چگونه مکدونالد توانسته است تعداد بسیار زیادی شعبه را در اختیار خود بگیرند؟ مدل همکاری مکدونالد با شعبه هایش به چه صورت است؟ مدل بیزنس فرانچایز چیست و چگونه برای همکاری شرکت ها استفاده می شود؟

ادامه مطلب  

باران بی شتاب  

امروزم مثله بقیه روزا داره میگزره فقط تنها فرقش این بود که هوا به
شدت دلگیر بود و از ساعت 1 ظهر تا الان داره بارون میاد

ادامه مطلب  

good day  

امروز یکی از بهترین روزای عمرم بود  یلی خیلی عالی  کافیه آدم خودش بخواد یروز خوبو رقم بزنه به دلایلی من شروع کردم به گفتن خوشبختی خوشحالی خوب بودن هرچند دلایل اون غم انگیز بودن اما باعث شد یروز خیلی عالی داشته باشم والبته واقعا همه چیز هم باما هم سو شد روزی که باهیجان ولبخند وخوش اخلاقی شروع کردم وبا لبخند غیرمنتظره یه آدم که کلی حس خوب بهم داد تموم شد به حدی که الان دلم میخواد از خوشحالی گریه کنم به توصیه باران این نوشته استثنائی رو تو و

ادامه مطلب  

بوسه هاي باران  

بوسه های باران
ای مهربانتر از برگ در بوسه‌های باران              بیداری ستاره، در چشم جویباران
آئینه ی نگاهت؛ پیوند صبح و ساحل                  لبخندِ گاه گاهت؛ صبح ِ ستاره باران
بازآ که در هوایت، خاموشی ِ جنونم                   فریادها برانگیخت از سنگ ِکوهساران
ای جویبار ِجاری! زین سایه برگ مگریز               کاین گونه فرصت ازکف دادندبی شماران
گفتی:"به روزگاری مهری نشسته!"گفتم :        "بیرون نمی‌توان کرد،حتی به روزگاران"
بیگانگی

ادامه مطلب  

 

باران برای تو می بارد
این برگ‌های زرد به خاطر پاییز نیست که از شاخه می‌افتند قرار است تو از این کوچه بگذری 
و آن‌ها پیشی می‌گیرند از یکدیگر برای فرش کردن مسیرت.. 
گنجشک‌ها از روی عادت نمی‌خوانند، سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌کنند برای خوش‌آمد گفتن به تو.. 
باران برای تو می‌بارد و رنگین‌کمان – ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش – سرک کشیده از پسِ کوه تا رسیدن تو را تماشا کند. 
نسیم هم مُداممی‌رود و بازمی‌گرددبا رؤیای گذر از درز روسریو د

ادامه مطلب  

سلام دوباره  

بعد از مدتها امروز و درست دقایقی قبل دلیل تشكیل این وبلاگ به من پیام داد. بعد از یك دهه انگار كه چند دقیقه پیش با هم اشنا شدیم. از خودش ممنونم كه فراموشم نكرده و از خدا ممنونم كه اون اومد. من هم به حرمت حضورش دوباره اومدم
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان
 

ادامه مطلب  

و رفت ...  

امروز آمد
و رفت
نمی دانم چرا اینقدر احساساتم را درگیر می کند، این رفتن ها و آمدن هایش
جلوی ساختمان منتظر بودم ، سر قرار
در محوطه قدم می زدم، تمام غمها و غربت ها به جانم ریخته شده بود، در آن لحظات!
آمد ...
و باران هم ...
بغض های فرخورده نفس گیر بود ... اما فرو خورده شد با هر دردی ... هر دو
ازم عکس گرفت ، شاید برای یادگاری، شاید تا ببیند ... یا شاید بی هیچ دلیلی ...
و رفت
 

ادامه مطلب  

بی کسی  

یادته روز اول بهت گفتم می خوام با یه دروغ بزرگ حرفام رو شروع کنم؟
تو اخم کردی و من گفتم:دوستت ندارم!
بعد هر دو تامون زدیم زیر خنده
اما دیروز گفتی که می خوایی با یه دروغ بزرگ خداحافظی کنی 
و بعد فریاد زدی:دوستت دارم
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
خودمو در آغوش میگیرمو میگم:غصه نخورنخور...شاید درست نشه ولی تموم که میشه!
_ _ _ _ _ _ _ _ _ _ _
از این پس تنها ادامه میدم،در زیر باران.حتی به درخواست  چتر هم جواب رد میدم...می خوام تنهاییم را به رخ این هوای دونفره بکشم...باران نبار...م

ادامه مطلب  

« محمد صادقی » از اجرا در تلویزیون می‌گوید  

 
« محمد صادقی » بازیگر تلویزیون و سینما گفت: مدتی است که به عنوان مجری در برنامه «کافه فیلم» مشغول اجرا و تحلیل فیلم‌های سینمایی با حضور کارگردان مربوطه هستم که بعد از هفته دفاع مقدس هر هفته پنج شنبه شب‌ها از شبکه آی فیلم پخش می‌شود.
از آنجایی که 30 سال در دانشگاه مشغول تدریس و تحلیل موضوعات مختلف هستم، حضورم در سمت مجری  تشابه زیادی با حضورم در دانشگاه و تدریس داشت. جذابیت ویژه‌ای نداشت چراکه تجربه اینچنینی داشتم. اما از این لحاظ که این بر

ادامه مطلب  

 

رفتیم کیش. با ماشین خودمون.خیلیخوب بود وخوش گذشت.هواشم عالی بود. انشالله هر کی دوس داره شرایطش محیا بشه و بره...
 
الان، امدم با چسب حرارتی، چیزی رو درست کنم. چندین بار هم زده بودم به برق و کشیده بودمش. کشیدمش و باران رو بردم پایین که بره مدرسه و امدم بالا.زدمش به برق و بووووووم. سیم متصل به دوشاخش تو دستم ترکید. دستم سیاه سیاه شد چند بار شستمش هنوز اثراتش مونده...

ادامه مطلب  

نچسب  

امشبم تنهایی رفتم کافی شاپ کتاب
این بار بدون رفیق
وقتی برام کیک شکلاتی آوردن میل نداشتم
آخه کیک خوردن بدون دعوا سر سهم نمیچسبه
باید کولی بازی در آورد
شیرقهوه شم نخوردم:(
شایدم بخاطر غیبت تو نبوده!
بخاطر حال بدم و دل  درد و تهوعم بوده
شایدم برای نباریدن باران بوده...
 
پ ن:اصفهانیا میترسن اگه بگن آدرس بلد نیستن ،بمیرن!
 

ادامه مطلب  

62  

همه یِ ما بر اساسِ تجربه های نصفه و نیمه مان می فهمیم که ما برایِ بعضی جاها، بعضی لحظه ها، بعضی رنگ ها، بعضی آدم ها ساخته شده ایم و هیچ ربطی به بعضی دیگر نداریم. 
مثلن من می دانم که من برایِ کافه ها، برایِ کتاب فروشی ها، برایِ پیراهن های چین دار و دامن هایِ تنگِ مشکی، برایِ تی شرت های گشاد و شلوارک های تنگ، برایِ غزلیاتِ سعدی و چشم هایش و شاملو، برایِ بستنی های رنگی با خامه، برایِ نگاه کردن به مهدی که ساعت ها با چرم ها و چوب ها وقت می گذراند، برا

ادامه مطلب  

 

تو با قلب ویرانه من چه کردی؟ببین عشق دیوانه من چه کردیدر ابریشم عادت اسوده بودم...تو با حال پروانه من چه کردی؟ننوشیده از جام چشم تو مستم...خمار است میخانه من...چه کردی؟مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت شانه من چه کردی؟مرا خسته کردی و خود خسته رفتی...سفر کرده!باخانه من چه کردی؟جهان من از گریه ات خیس باران...تو با سقف کاشانه من چه کردی؟

ادامه مطلب  

کریسمس المبارک  

 
چند ساعتی است آز آن باران های ریز و نازُک قشنگ می آید که هی دلت می خواهد پنجره را باز کنی و هاا.. کنی و به گم شُدن هوای گرمِ دلت زیر باد و باران و جبهه ی سرد ِ شمالی نگاه کنی . من تنها مَردی در جهان هستم که دارم بارانِ شجریان را در شبِ کریسمس زمزمه می کنم و به این فکر می کنم که همیشه از بچگی عاشق کریسمس و بابانوئل بودم و نمی دونم چرا این حس و هیچ وقت به عید نوروز نداشته ام . آن استرس ..شاید بگویی برای این که کریسمس و نو شدن سالِ میلادی قرار نیست تغیی

ادامه مطلب  

 

چه حس قشنگیه وقتی میشی مَحرمِ دل یکی ..یکی که بهش اعتماد داری ..بهت اعتماد داره ..از دلتنگی هاش برات میگه ..از دلتنگی هات براش میگی ..آروم میشه ..آروم میشی ..حسی که هیچ وقت به تنفر تبدیل نمیشه ..این حس مثل قطره های باران پاکه ..!!
همچین آدمی رو تو زندگیتون دارین؟

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1