بدنم کرخته، انگار خونی توش جریان نداره، همه چيز توی وجودم منجمد شده، غم روی قلبم چمباتمه زده، همه چيز رنگ سکون و یکنواختی ب خودش گرفته، نه من دیگه اون ترانه ی سابق نیستم، اون دختر مهربونی که دلش برای همه میسوخت حتی گربه کنار خیابون نیستم، از هممه فاصله گرفتم حتی خودم،اینجوری بهتره ، اره بهتره، بذار یخ بزنم ، منجمد شم، عوضش اذیت نميشم ، غصه نمیخورم، بودو نبود کسی واسم مهمترین زندگیم نمیشه،همه چيز ميگذره تموم میشه ، اروم میشم، به این وضع عاد

ادامه مطلب  

خدا  

گم شدم میونِ حالِ مزخرفم
پیدا نميکنم خودمو...
گم شده ام نیست!
دلم میخواد این حال و خودمو بردارم ببرم یه جایی و فقط داد بزنم و گریه کنم
انقدری که گلوم زخم شه و چشام کاسه ی خون 
بشینم کَفِ زمین و های های برای خودم گریه کنم
خدایا؟چرا سبک نميشم؟خیال نداری یکم فقط یکم از این حال و هوا بیرونم بیاری؟
آدم اگه عاشق باشه میفهمه یه دردی داره ، اگه خسته باشه بازم اون مشخص،اگه درد داشته باشه اونم دَوا داره ،چمیدونم...ولی این چيه که گریبونِ من میشه؟دردِ بی در

ادامه مطلب  

 

Im very tired..
..Please stop!
خسته ام ...خیلی
..یک چای تازه دم در استکان ...ولی تک نفره !
یک جای نرم پتویی گرم ... هجوم افکار!
یک اتاق یک چهار دیواری یک جای امن ..بدون هم صحبتی !
یک خیابان باچراغ های نیمه روشن خسته ...تاریکی محض!
یک پالتو یک ژاکت یک دستکش ...هوایی سرد!
خسته ام ...
هیچ کدام خستگی را از تنم به در نمیکنند ! 
لالایی بخوان !بگذار بخوابم....

ادامه مطلب  

خسته ام  

برا فردا از یه دکتر گوارش نوبت دارماگه اینم متو سر بوونه به جون خواهرم خودمو.میکشمخسته ام.سر و.وضعم خوب نیست حمام نمیشه برم.قوای جسمیمو.از دست دادم.دارم میمیرم.چندوقتع نخوابیدماگه همون جمعه سریع رسیدگی میکردن وضعم این نبود.هفت روز زمان کمی نبود.من سه روز قبلش رفتم یه دکتر دوا خوردم خوب نشدم.اینا همون قرصو دادن! با شیافمن انسداد روده داشتم نه یبوست عادیاین پنج دقیقه ها امونمو برید.لعنت بهشون.زخم شدم.حالم 

ادامه مطلب  

 

از ساعت یازده تا ۱۲ الی ۱۲ نیم شب مال خودمه و درواقع آخر 
شبمه اول از همه آهنگ گوش میدم. همون آهنگای تکراری
هرشبی گوشیم میزارم روی سایلنت و صفحه تلگرام اینستاگرام
رو هم باز نميکنم و هرکی که بهم پیام بده رو رد ميکنم 
و همراه با آهنگ یسری نوشته رو هم میخونم و کیف ميکنم
و اون وسط وسطاش مرد ایده آل همیشگیم رو هم 
تو ذهنم تصور ميکنم که تابحال مشابهش رو رو زمین فکر نکنم 
دیده باشم :))))) زیاد رویا نمیبافم. و سعی ميکنم 
این یساعته رو برای خودم خوب بگذرو

ادامه مطلب  

 

کلا دوس ندارم در مورد زندگی شخصیم با کسی صحبت کنم. حتی به مادرم هم خیلی چيزها رو نمیگم. تجربه های ناخوشایند و تمایل شخصیم باعثش شده.اما وقتی کلافه یا عصبانیم نمیتونم. اگر به هرکسی هم  چيزی گفته باشم توی همین مواقع س. بعدش هم پشیمون میشم ها. اما اگر حرف نزنم سبک نميشم یه جایی بدتر منفجر میشم. به همینخاطر سعی ميکنم یجایی بنویسم یا با کسی حرف بزنم که ربط نزدیکی نداشته باشه و بتونه راهنماییم کنه. یا حداقل گوش شنوایی باشه. اینجور شرایط سخت رو کم میشه

ادامه مطلب  

اخرين جمعه پاييز  

عصر اخرین جمعه پاییز !!
تنهام ، خسته  از یك روز پركار،انرژی بر و البته بازهم تنها 
خیلی دلم میخواد به چيزای خوب فكركنم اما،دیدن بعضی فیلم ها ادم و یادبعضی ادم ها میندازه .....
ولو بودم روی كاناپه و داشتم فیلم میدیدم،یكی از دو شخصیت رقیب داخل فیلم برای جاسوسی عشقش و میفرسته پیش اون یكی و بد ماجرا رقیب عشق و طرف و كف میره و گندمیزنه به همه چي 
منم كه زخم خورده رقیب ،نتونستم جلوی خودم و بگیرم و انگار كه دوست داشته باشم این خودازاری و تمام اون اتفاقا

ادامه مطلب  

سکوت و آلوده‌گی  

بسم مُطهِّر
روی کوه بودم که با دقت در اطراف و صحبت دوستان متوجه شدم که اصوات وضوح دارند و با آن فاصله و شدت معمول به آسانی به گوش می‌‌رسند و ادراک می‌شوند و این را متوّجه شدم که هر چه آلوده‌گی کم‌تر باشد صداها راحت‌تر شنیده می‌شوند و گاه هم اصوات ناشنیدنی شنیده می‌شوند!
به دنبال تطهیر آلوده‌گی‌ها باشیم تا اصوات اشیاء و حقایق را به‌شنویم.
الله هدینا ان شاءالله...
یا حق

ادامه مطلب  

باخانمان  

این هفته كه گذشت اصلا نفهمیدم چي شد !!! یه روز كار یه روز تعطیل ، باز كار و روز بعد تعطیل 
البته كه از مناسبت های این هفته سعی كردم استفاده كامل و بكنم ،؟روز شهادت امام رضا به اتفاق بانو مشرف شدیم حرم ، كه خیلی شلوغ بود و خیابونا پر از هیئت و دسته های عزاداری ، شام قریبان امام رضا خیلی غم داشتم !!!
امروزم كه جمعه بود از صبح بیرون بودم البته به اتفاق بانو جان ، تا ساعت ١٤ كه برگشتیم خونه و جاتون خالی یه قرمه سبزی مشتی دست پخت مادر ایشان جان زدیم بربد

ادامه مطلب  

 

کلافه ام. کلافه از دست... نمیدونم خودم. محمود یا باران.
هرچي تلاش ميکنم اون چيزی که میخوام نمیشه. گاهی محمود باهام همکاری نمیکنه و اکثرا باران.
دو سه روز پیش که برادرم خونمون بود یهو به باران گفت خیلی به خواهرم گیر میدیا، اینقد اذیتش نکن. 
همش به این فکر ميکنم که من که اینقد تلاش ميکنم چرا به نصف هدف و خواسته م نمیرسم؟ من هر چي میخوام پامو فراتر از روزمرگی ها بذارم سنگ میاد جلوپام. بعد طرف میاد میگه اونهایی که بعد بچه دار شدن زندگی کردن یادشون می

ادامه مطلب  

چرا اینقدر تنهایی؟  

_ کی تنها نیست؟ مگه تو تنها نیستی؟!همه ی آدمها تنهان. بعضیا نمی فهمند که تنهان. بعضیا می فهمند و با چيزهای مختلفمثل پول و قدرت و مقام و شهرت و سکس و خشونت و حتا فرزند! سعی می کنند فرموشش کنند!ولی ما تنها به دنیا میایم، تنها زندگی می کنیم و تنها می میریم. و فقط یه چيزما رو از تنهایی در میاره....حاج اسماعیل دولابی، تعبیر «قشنگ»ی داشت._ بابات می بردت بازار، می بردت شهربازی، می بردت گردش! شما چيزای قشنگ قشنگ می بینی!یکهو دست باباتو ول میکنی می ری دنبال

ادامه مطلب  

همه چی آرووووووووم نیست !!  

این روزها هم داره بهم خوش ميگذره ، هم معمولی و هم گاهی از همه چي خسته میشم !!
ماهی که داره تموم میشه و احتمالا یه اسباب کشی افتادم 
البته جهت پیشگیری مشغول اماده سازی مکان جدید هستیم ( رنگ و نقاشی و در و دیوار خونه ) 
مغازه هم برنامه خرید کارهای جدید و دارم که فکرم و درگیر کرده 
از همه مهمتر : پوووووووووووووووووول ندارررررررررررررررررم 
در عوض خوشیهایی بوده از طرف خانواده و دوستان که این تحمل این شرایط و اسونترش کرده 
جاتونم خالی از بابت اینکه

ادامه مطلب  

 

دیگه هیچ وقت هیشکیو تودلم راه نمیدم غیر از امیر جونم حتی رحیمم از دلم رفته اون دیروز توشب نشینی حرفایی تو خونه دوستش زد که من خراب شدم یعنی هیچ شدم واینطوری شد که اونی که دیوانه وار عاشقش بودم هم ازم فاصله گرفت همون کسی که اون حرفارو میزد ودلمو می برد گفت که عشق تاریخ دارد باشه قبول کردم تاریخ دارد اما مثل همیشه نتونستم بگم پس چرا حالا که کار از گذشته پی بردی من نمیتونم خودمو ببخشم باورم نمیشه تواین سن فریب خوردم لعنت بر هرچي سادگی ونیرنگ رحی

ادامه مطلب  

خانوم مهسا مطالبو نخوندی؟  

چشاتو.وا کن بخونمن جمعه دو.هفته پیش متوجه یبوست شدم.چون همورویید داشتم سابق اول با اب و الو.و.انجیر و..سعی کردم کار بیاددو.شنبه رفتم دکتر.گفتم یبوست من سخته.سابقه داشتم.قرص و دوا نوشتخوردم بدتر شدمبد.بد.طوری که هر پنج دفیقه یه بار دفع کم داشتم.و این زخممو بدتر میکرد.انسداد رودهدارو هارو.مصرف کردم بهتر نشدمجمعه رفتم اورژانس گفتم وضعمو.همه چي رو.گفتم حالم بده.بستری کنید.گفتن نه! شیاف و.قرص نوشتن.من خسته و.درمون

ادامه مطلب  

شروع تازه  

دراز کشیدم روی کاناپه ، هندزفری هم توی گوشم ،برعکس همیشه دلم موزیک فارسی کشیده ، حس و حالم میطلبه، هرچند هنوز واسه خودم گنگه ، نمیدونم ناراحتم یا غمگین ، عصبیم یا بی تفاوت ، تنها مبدونم یچيزی این وسط سرجاش نیست ، مثلا قلبم توی دهنمه، یا مغزم از کار افتاده،شام نخوردم عوضش تا تونستم تو این چند ساعت ریزه خواری کردم ، شام خوردن همیشه واسه من مصیبت بوده و هست، بیشتر واسه انجام وظیفه میخورم ، اما امشب بیخیالش شدم، نمیخوام بهتون فاز بد بدم، واسه هم

ادامه مطلب  

شب یلدا رسید  

مراسم مامان به بهترین شکل ممکن برگزار شد
یه دیزاین فوق العاده با اجرای فوق العاده
 
 
یه نمای کوچيک از کرسی و پرده پشت صحنه
منکه توی مراسم نبودم ولی مامان میگه خیلی خوب اجرا شده 
دیشب خسته و کوفته برای مامان میوه هاش و آماده کردم 
الانم خسته تر دارم برای خودمون آماده ميکنم
شب خونه grandmom دعوتیم
تولد دایی " الف " هستش
پیشنهاد دادم کیک درست کنم
همیشه خدا بهترین کیک هارو درست ميکنمااااا
تاحالا نشده ژله درست کنم نگیره !
امشب نه کیکم خوب پف کرد نه ژله

ادامه مطلب  

نمازشب  

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است
بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا من در رخت

ادامه مطلب  

قصه حسینکرد شبستری  

چند وقتی است اولتیماتوم داده که شب ها زیاد بیدار نمان,برایت ضرر دارد.این که در روز ده ساعت پشت لپ تاب مینشینی حتما باید بگویم بد است که بلند شوی و دو قدم راه بروی و به خودت استراحت بدهی؟البته میداند کار خاصی نميکنم ولی خسته شده.حق هم دارد.تنهاست و جز من همزبانی ندارد.قبلا بیشتر تحویلش میگرفتم.پارک میرفتیم,کوه و مسافرتمان کم میشد ولی قطع نمیشد.الان هم میرویم.الان هم تنهایش نمیگذارم و هر از چندی مهمانش ميکنم.ولی خیلی وقت است به مهمانی نبردمش.مه

ادامه مطلب  

 

اساسا نباید روی اینکه یه نفر میخواد تو موقعیت سختت کنارت باشه ،حساب باز کنی! چون دقیقا لحظه ای که باور کردی، زیر پات خالی میشه.و تو میمونی و سری که به امید یه شونه خم کرده بودی... متوجه هستی  که چي میگم. یعنی میشه نور علی نور. نمیدونی غصه خودتو بچسبی یا اینکه الان این چه داغی بود که نامردی این ادم رو دلت گذاشت؟!!

ادامه مطلب  

قاصد!  

لعنت به هرچي استاده که حالیش نیس بوی خونه یعنی چي
به خاطر یه امتحانچرت‌مجبور شدم باز بمونم اینجا!! باورم نمیشه باید ساکمو واس شب باز کنم! اخه اگه یکم سواد داشتی استاد میگفتم حالیته چي به چيه!!!
___________
چقد اون تالاب تولوب قلبم وقتی رفتم دم در شیرین بود. وقتی پستچي بسته رو داد دستم... وقتی داشتم امضا میکردم از شدت خوشحالی دستام میلرزید!
چقددددددد میتونه پست چي هیجان به آدم بده، اولین بار بود تا این حد ذوق زده شدم.
وای وای هنوزم برق چشام رو حس میکن

ادامه مطلب  

#نماینده_سس_کش  

من اصلا آدم فحاش و بددهنی نیستم ولی متاسفانه بعضی چيزها و کارهارو میبینه و میخونه آدم خودبخود هرچي فحش خارمادر توی ذهن داره به یادش میاد!!توی کشوری زندگی میکنیم که این کشور هم توی جهانی واقع شده که حتی تمساح ها هم امنیت جانی-جنسی ندارند!!دیگه از نمایندگان پایداری مجلس توقعی نیست!!این50/60 نماینده قبلا تو کارِ ساخت دست انداز و سنگ اندازی پیش پای دولت بودند ولی جدیدا زدند توی کارِ خیال بافی و بهتان و فال گوش ایستادن و جاسوسی و گفتن اسرار نظام برا

ادامه مطلب  

باز هم دو راهی  

کار پیدا کردم.. توی کافی شاپ
الان دو روزه دارم میرم.....
همون کاره خسته کنندهٔ سنگینه انبار از کاره شیکه اینا بهتره
پشت سرم میگن  میخندن و توی روم اخم میکنن .....
چي فک میکنن پیش خودشون ؟؟؟؟؟
کار قحطه ؟؟؟
احساسه بدی دارم ... فک کنم واقعا قحطه .....
میخوام به مهرداد مدیرمون بگم دیگه نمیام..
بگم ؟ میترسم ..... از بیکاری ، از بی پولی ، از همه چيز ......
خدایا چيکار کنم ؟؟؟!!!!! 

ادامه مطلب  

مرگ و حيات  

امروز كه جمعه باشه دایی مادرم فوت كرد!!!
مردی كه همه متفق القول بودند مرد خوشتیپ فامیل و همیشه خوش و اتوكشیده بود ، 
طفلی دایی ما دو سال اخر عمرش و توی سالمندان سپری كرد ،در حالیكه از نظر مالی كاملا دارا حساب میشد.
غریبانه و كم جمعیت، و هرچي بگم نتونستم حق مطلب و ادا كنم .
دلم یه طوری بود و شد 
امشبم شب اول قبر دایی جان 
هرچقدرهم بگیم بازهم فردا فراموشمون میشه 
میفهمید كه چي میخوام بگم ؟؟؟؟

ادامه مطلب  

بی خوابی  

خوابم میاد ولی خوابم نمیبره ....
اینقدر فکرهای جور واجور توی سرم هست که نمیذاره بخوابم .......
خدایا این چشمانه من است که در این نیمه شب خسته و بیدار است ..................................!
از گوشه ی پنجره اتاقم باده سرده زمستونی خودشو میکشونه توی اتاق و منم با دستان یخ زده دارم مینویسم!
بیکاری خیلی اذیتم میکنه .....
مدام فکرم درگیره پوله مردمه .... بدهکارم!
کی میشه از این همه نگرانی رها بشم ....!!!!!
میرم سعی کنم بخوابم . امیدوارم موفق بشم . 

ادامه مطلب  

 

سلام عزیزمروز خیلی خسته کننده ای داشتمامروز یه تصادف درست و حسابی کردممقصر من بودمدختره بدبخت پیاده شد میخواست گریه کنهپیاده شدم درحالی ک میخندیدم گفتم آروم باش من مقصرمماشین ما که دویست تومنی بیشتر خرج برنداشتماشین طرف هم یه 300 تومنی خرج داره ک باید بدمخلاصه اینجوریhttps://goo.gl/yi4c02

ادامه مطلب  

مرد کسی است که با دست بد، خوب بازی کنه  

یادش بخیر در دوران کارشناسی ارشد با دوستان در شهر بندر عباس به فعالیت فکری و زیبای پاسور بازی می پرداختیم!  (در حال حاضر دو سال پاک هستم) در میان دوستان فردی که اهل کرمان بود به من که خیلی در بازی کردن مهارت نداشتم این گونه خطاب کرد:
    "مرد اونه که با دست بد،خوب بازی کنه و گرنه بادست خوب همه(بچه،دیوانه و ...) خوب بازی می کند"
خیلی حرفش زیبا بود و واقعا باید با خط طلا درج شود بر روی درگاه زندگیمان، بگذارید مطلب را باز کنم اول سه واژه زیر را تعریف ک

ادامه مطلب  

چسب زخم  

همه هفت ترم همکلاس بودن‌مان، می‌دانستم که غروب‌ها بعد از دانشگاه توی ساختمان‌ها نقاشی وگچ کاری می‌کنی و دستانت به خاطر تماس با تینر همیشه خدا زخم و پردرد است و من همیشه توی کیف و جیب مانتوهایم یک عالمه چسب زخم داشتم که وقتی دستت خون می‌افتاد، می‌گذاشتم روی سررسید یا دسته صندلی‌ات تا به جای دستمال کاغذی چسب بزنی.اینکه این آخری‌ها خودت هم می‌آمدی و از من چسب می‌گرفتی، هر بار می‌گفتی آخرش به خاطر این شوینده‌های لعنتی و این سرفه‌های هم

ادامه مطلب  

هی امروز و فردا میکننن  

یبوست عادی نبود.انسداد روده بود.هفت روز گذسته بودداشتم پر پر میزدم گفتن بستری نیاز نیستلعنت بهشون.لعنت بهشونگفتم.من به زنیکه گفتم من همورویید داشتم قبلا .گوش ندادهر پنج دقیقه حس دفع.لعنت به منخسته شدممنو داغون کردن.یه چيز ساده رو.پیچيده کردن.لعنتی ها.احمق ها.قرص و دوا مال چهار روز ایناست.نه من با اون.وضعمالان بد شدم دو باره.حالم خرابه.خرابه.دارم میمیرم هموروییدم ملتهب شده.مجرا تنگ.شده.لعنت بهشون.من دکتر نبو

ادامه مطلب  

داستانی برای شب یلدا  

آن شب علی کوچولو به همراه پدر و مادرش قرار بود به خانه مادر بزرگ بروند. پسرک آنجا را خیلی دوست داشت چون هم می‌توانست راحت توی حیاط بازی کند و هم مامان‌بزرگ خوراکی‌های خوشمزه‌ای به او می‌داد. وقتی رسیدند علی دید که مادرجان کلی خوراکی روی میز چيده که با خوراکی‌های دفعه‌های قبل فرق داشت.
تخمه، پسته، یک کاسه انار دون شده، هندوانه سبز راه راه و... با تعجب از باباش پرسید: باباجون امشب چه خبره، عیده؟! باباخندید و گفت: نه پسرم امشب اولین شب زمستون

ادامه مطلب  

راه های آموزش و تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:  

راه های آموزش و  تقویت املا در دوره ی ابتدایی به خصوص پایه ی اوّل:
1- روان خوانی و درست خواندن متن دروس
2- یادگیری و حفظ حروف الفبای فارسی
3- بخش کردن و صدا کشی کلمات: کاری خسته کننده برای دانش آموز است. بهتر است پس از مدّتی کار با این روش، به سراغ روش های دیگر برویم. جدول آن نیز مفید است(همانند بنویسیم).
4- تمرین با جدول ترکیب صامت با مصوّت: اگر با استفاده از این جدول کلمه بسازیم، خیلی عالی است.
5- یک کلمه بنویسیم و به تعداد حرف و صدای آن، جلویش گردی بک

ادامه مطلب  

دلبر  

ببین دلبر صبح همین که از خواب بیدار شدی به من فکر کن.شمارم و بگیر بوق دوم نخورده جواب بدم بگم مانتو تو تنت کن بیا پایین.صبحونه بخوریا یه وقت دهنت بو بَد نده.دلبر شال آبیَ رو سرت کن،خیلی بهت میاد،شبیه فرشته ها میشی.اصلا کلا آبی خوبه،مثل دریا،مثل آسمون،مثل شالِ تو.پرایدِ بابام و کِش رفتم،ده لیتر بنزین زدم بریم دور دور.بریم اون بالاها،سعادت آباد،ولنجک،الهیه...هوا سرد شده دلبر سرما نخوریم؟از بقالی دو تا لیوان یه بار مصرف گرفتم،آبِ جوش بگیریم،ی

ادامه مطلب  

سرما  

پسرک جان سرد استبیرون از خانه که میروی خودت را قشنگ بپوشان...مبادا به امید گرمای دل دیگری، لباسهایت را فراموش کنی...این روزگار تا جان در توان دارد ....میخواهد برای قلب خسته ات بتازاند....مبادا به گرمای دست دیگری عادت کنی، که تا اخرین نفسهایت را از درون قلبت بیرون بکشد که راه هق هق ت را برایت تا ابد ببندد....پسرک جان....برایت خودت آدم برفی درست کن...زیر فیتیله ها برف بچرخ و داد بزن....اصلن آدم برفی ات را خراب کن و روی تکیه  های برفی اش بشین .....روی تمام بر

ادامه مطلب  

زناني كه با گرگها مي دوند  

كتاب " زنانی كه با گرگها می دوند"، نوشته دكتر كلاریسا پینكولا استس. احتمالا می شد ششصد و پنجاه صفحه را در سیصد صفحه خلاصه كند. ولی شاید كتابی كه برای بیدار كردن روح وحشی زنها نوشته شده است، همان بهتر كه تا دلش می خواهد حرف بزند و توضیح دهد و مثال بیاورد. زنانه تر است به نظرم...كتاب بر پایه داستانهای كهن و اسطوره شناسی ها، به تحلیل چگونگی از دست رفتن روح و حیات وحشی زنها در طی دورانها پرداخته است. شاید در عصر كنونی كه زنها بیشتر از هر دورانی مردتر

ادامه مطلب  

انتظار  

هر روز به سختی خودم رو کنترل ميکنم که بهت زنگ نزنم. اما بیشتر از یه هفته نمیتونم ازت بی خبر بمونم. هرچقدر هم که سعی کنم قوی بنظر بیام و خودم رو بی تفاوت نشون بدم ، سر یه هفته همه چي از بین میره. وقتی بهم میگی کی قراره همو ببینیم من تا اون روز برسه انقدر بی قرار میشم که حد نداره. همش خدا خدا ميکنم که زود اون روز برسه. مثل بار اولی که دیدمت، هربار که میبینمت قلبم به تپش می افته. از بودن باهات خیلی لذت میبرم. چقدر دلم میخواد زود فردا بشه که تو برگردی. ده

ادامه مطلب  

مطمن باش فقط بهت میخنده  

دیواری کوتاه تر از من نیست؟!
برای دلخوریتان؟
برای نامرد بودنت؟دخترک دیواری کوتاه تر از من پیدا نمیشود که با ناسزار گفتنت ناخوشی هایت را در سطل دلم بریزید؟
سایبانی غریب تر از پسرک بختیاری پیدا نکردی برای ناخالصی های روزمره ات؟ناسزای بهتری برای خودم و خانواده ام سراغ نداری؟
مگر من چه ها گفتم فقط گفتم دوستت دارم.
برای بی دریغ گویی هایت چي داری؟
غریب تر از قلب شش ساله پسرک بختیاری چيزی پیدا نکردی؟
من که شانه هایم مثل کوه بودند با یک عشق خم شدمشک

ادامه مطلب  

یلاکم میکنی  

باشه  بهم میرسیم  دلمو بشکن  با هر کی هستی باش من که میدونم  کاری ميکنم فقط بخاطر تو عذاب وجدانی بگیری که تا اخر عمرت مث من بکشی  بفهم ایکارو بخاطر تو ميکنم  خداحافظت نامرددددددددددددددددددددددددددد  در اوج بدبختیم بلاکم  کردی . 

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1