یلداتون مبارک  

دوستان عزیزم تو پاییزی که گذشت.اگه دلتون رو شکوندماگه حرفی زدماگه برخورد بدی کردم اگه اذیتتون کردمبسیار کار خوبی کردم ! میخواستم بگم تو فصل جدید هم برنامه همینهیلداتون مبارک
.
.
.
.
هندوانه رویاهایتان شیرینانار موفقیت هایتان پر دانهپسته ی خاطراتتان خندانقصه ی زندگیتان خوش وعمرتان چون یلدا بلند باد
.
.
.
.
الهی غصه تو قلبت بمیرهالهی دشمنت عقده بگیرهالهی هرکجایی مهربونمتنت سالم،دلت روزی نمیرهالهی درد و غم از تو جداشهالهی صاحب قلبت خدا شهالهی

ادامه مطلب  

 

ترکيدن اون سنگ بر ؟
واقعا؟ اگه یه تیکه اش با بیرحمی میرفت تو قلبت چی؟
الان باید میومدم واس مراسم؟
الان موندم شکر کنم یا وحشت کنم از سانحه؟
احساس میکنم عقب موندم از همه چی. انگار که دیگه به هیچ جا تعلق ندارم. چشام خشک شدن. شايد به اندازه اشکایی که اینجا ریختین منم حق داشتم بدونم!
هنوز ذهنم هضم نمیکنه! اگه میرفت تو چشای سبزت من چیکار‌میکردم؟ کسی میدونه؟
کسی میدونه من چجوری این ذهن لامصب رو خاموش کنم که امروزم تموم شه؟

ادامه مطلب  

از نگاهت خواندم ...  

از نگاهت خواندم ...
از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری،
اشک از چشمانم ریخت و از چشمان خیسم فهمیدی که عاشقت هستم...
حس کن آنچه در دلم می گذرد.
دلم مثل دل های دیگر نیست که دلی را بشکند!
تو که باشی چرا دیگر به چشم های دیگران نگاه کنم...
تو که مال من باشی چرا بخواهم از تو دل بکنم!
وقتی محبت هایت، آن عشق بی پایانت به من زندگی می دهد...
چرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم، چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟
همین که تو در قلبمی ، انگار یک دنیای عاشقانه

ادامه مطلب  

مسیر....  

نگو هرگز امیدت میره از دست،مبادا وقت رفتن کم بیاری
مسیر زندگی مثه یه روده،که یعنی راهی جز رفتن نداری
برو تا آخر دنیا سفر کن،سفر کن تا دلت آروم بگیره
سفر مثه یه مرهم دلنشینه،نزار حسش توی قلبت بمیره....
                *استاد سیاوش قمیشی*

ادامه مطلب  

حس باور نکردنی  

 
چه احساس قشنگیه .. وقتی وجود عزیزی رو کنارت حس کنی
دستاشو تو دستت بگیری
باهاش قدم بزنی
صداش رو بشنوی
بودن اش رو در کنارت لمس کنی
......
چه احساس نازنین و شیرینیه ..... روبه رو با کسی که دوسش داری بشینی
چشاش رو نگاه کنی ..
تا عمق وجودت از یه گرمای عجیب آب بشه !! 
قلبت پر تپش بشه ... انگار داره از سینه کنده می شه !! 
چه احساس عجیبیه .. 
وقتی بخوای با انگشتات صورتشو حس کنی
با موهاش بازی کنی   
خدای من .. باور کردنی نیست ...  
اونی که می خوای .. دوسش داری .... عاشقی

ادامه مطلب  

پادرازی  

دست درازی کردم به پادرازی لبتبرنداشته جلوی دیگری گرفتی
خوب کردی ,مرض قند داشتمبعد اذان من را از سحری گرفتی
لب و دندان,همه عاریتی و رفتنیستپادرازی هم خشک شود نمیتوان چشید
پزشک توصیه ام داد قلبت مریض استروزی چهار وعده قرص قمرش رویت کنید
 قند و شکرت ارزانی دیگرانما ندارها به دارو برسیم کافیست
یادت نرود روزی چهار بار بیاییصبح و عصر و بامداد و وقتی کسی نیست

ادامه مطلب  

 

سلام عشقم....میدونم سخته عشقم سخته....دوری سخته دلم برات تنگ شده خیلی زیاد....به احتمال زیاد مامانم اینا این هفته برن اگه بتونم مودم جور کنم ميام عشقم....اگه هم نشد عیب نداره خودتو ناراحت نکن...دوری و دوستی سر میکنیم....اگه میبینی گاهی ميام وقت ندارم برات اینجا پست بذارم و منتظرت بمونم تا بیای ...گاهی ميام ببینم هستی یا نه ....ولش کن حالا...یه سورپرایز هم دارم برات توپ توپ...بعدا واست تعریف میکنم...مراقب خودت باش دوستت دارم همیشه در قلب منی...

ادامه مطلب  

 

بی‌ تفاوتی‌ شبیه سرماست .. از بافت های سطحی پوست آغاز میشود و در اعماق حفره ی سینه ات جای دنجی برای خودش پیدا می‌ کند تا سر فرصت دور قلبت تار بزند .. تا سر فرصت پیچک وار دور ساق های پا بپیچد و جوانه هایش را در پاشنه ها فرو کند .. تا سر فرصت در رگ های دستانت ریشه بدواند در بستر ناخن ها بتابد .. تا میل نوازش را در انگشتانت بخشکاند .. تا پلک ها را بر عشق به دنیا ببندی .. رویت را از آدم ها بگردانی نفس عمیقی بکشی و برای همیشه بروی ... 
تو اینجوری شدی میدونی ا

ادامه مطلب  

سرما  

پسرک جان سرد استبیرون از خانه که میروی خودت را قشنگ بپوشان...مبادا به امید گرمای دل دیگری، لباسهایت را فراموش کنی...این روزگار تا جان در توان دارد ....میخواهد برای قلب خسته ات بتازاند....مبادا به گرمای دست دیگری عادت کنی، که تا اخرین نفسهایت را از درون قلبت بیرون بکشد که راه هق هق ت را برایت تا ابد ببندد....پسرک جان....برایت خودت آدم برفی درست کن...زیر فیتیله ها برف بچرخ و داد بزن....اصلن آدم برفی ات را خراب کن و روی تکیه  های برفی اش بشین .....روی تمام بر

ادامه مطلب  

تایپ 10 انگشتی  

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
شايد شما هم از جمله کاربرانی باشید که به تازگی تصمیم گرفته اید تا به صورت حرفه ای با مجموعه آفیس کار کنید. اولین و مهم ترین مطلبی که باید بیاموزید تایپ سریع ده انگشتی، بدون نگاه کردن به کیبورد می باشد که ما در این مطلب آموزشی به صورت مفصل به آن خواهیم پرداخت.
به گزارش فرهنگ نیوز، تایپ ده انگشتی مهارتی است که به شما امکان می دهد تا بدون نگاه کردن به صفحه کلید، با سرعتی بیش از 5برابر افراد عادی (180حرف در دقیقه) تایپ نمایید.


ادامه مطلب  

 

+من به بی رحمی "اتفاق" معتقدم. اینكه وقتی میفته، می خواد زندگیت رو زیر و رو كنه. وگرنه من كه یك عمر، خودم بودم و خودم. تو یادت نمیاد، من غروبا می شِستم پشت همین پنجره، دستم رو میذاشتم زیر چونه و آدمایی رو نگاه می كردم كه بود و نبودشون برام فرقی نمی كرد.تو خبر نداری، من همینجا، با هر لبی كه به لیوان چایی می زدم، به حماقت هر دونفری كه شونه به شونه ی هم راه می رفتن، می خندیدم.چه میدونستم روز بارونی چیه؟غروب جمعه چه دردیه؟انتظار چی می گه؟من فقط، یك با

ادامه مطلب  

دهمین سال نوشت  

تنها چیزی که مرا واداشت بعد از آخرین پستم این پست را بنویسم یک نگاه به تاریخ بود.امروز ششم دی ماه هست. و وبلاگ من از امروز وارد دهمین سال خودش شد.
یعنی 364 روز دیگر می شود ده سال تمام .
شايد ده سال اینده ی من پر باشد از اتفاقات بزرگ و کوچک..شايد اصلا من نباشم...
شايد مثل ده سال گذشته خیلی از آدمهایی که الان ناخوشی های مرا رقم زده اند نباشند. شايد این دغدغه ها و فکر های من اصلا نباشد..شايد بدتر بشود شايد بهتر...
منتظرم اگر باشم و روزگاری باشد سال دیگر چن

ادامه مطلب  

دیدنی ها کم نیست  

نشسته بود روی نیمکت و به روبروش نگاه میکرد. بی حرکت. بی روح. بی تفاوت.یه تسبیح پلاستیکی ارزون هم دستش بود. ولی ظاهرا چیزی نمیگفت.دختر که اومد، دست پاچه بلندشد، بعد انقدر محکم بغلش کرد و بوسیدش کهفکر کردم سالهاست ندیده تش.انگار پیرمرد ذره ذره ی حیات رو از آغوش و صورت دختر می مکید!برخلاف چند لحظه پیش، حالا داشت با انرژی وصف ناپذیری برای دختر، بلند بلند حرف می زد.دختر هم نشسته بود و داشت پاهای پیرمرد رو چرب می کرد._ گوش می دی بابا!_ آره! گوشم به شماس

ادامه مطلب  

103  

صبح میرم مدرسه
به سختی ساعتاش رومیگذرونم
ميام خونه می شینم پشت کامپیوترتاساعت5
میرم درس میخونم تاساعت8
دوباره از8تا11ميام پای کامپیوتر
11به بعدمیرم خندوانه ودورهمی نگاه میکنم
روزمرگی:)
وامشب دونفربهم گفتن برای آیندت انگیزه داشته باش
چه تلپاتی عجیبی بین این دونفره
یه موضوع روتوی یه شب بهم گفتن:)
#زندگی نباتی

ادامه مطلب  

خلاصه همه چیز میشود پسرک بختیاری  

پسرک بختیاری رفتن را بلد باش...که اگر روزی روزگاری؛ آزرده خاطرت کردندخودت را روی کول بگیری و ببری یک گوشه ی دنیا؛ دلداری اش بدهی....تسکینش بدهی....بهش امید بدهی.....رفتن همیشه بد نیست...گاهی محفوظ ماندن ارزشها و باورهای دو نفری است که بینشان به ناممکن ترین ها شکسته شده.....گاهی باید نماند....پیش کسانی که تمامت را میشکنند و از دور نظاره گرت میشوند....باید دور شد ....پسرک بختیاری باید از باید هایشان...از حضور خدشه دارت بینشان فاصله گرفت...میشود رفت اما همیش

ادامه مطلب  

پسرک راحت باش  

بعضی وقتها آدم باید انسانهای نامهربان را فراموش کرد
باید فراموششان کرد که انها با افکار خود درمورد تو قضاوت میکنند
گاهی با خودت میگی اینهمه حرف به کدامین علت من شنیدم
مگر نه فقط گفتم دوستت دارم
باید رفت و منتظر ماند ودید اون کسی که قراره برای بعضیها باشه
قراره براشون چکار کنه که این حرفها را نخوره
عجب مکافاتیست وقتی روحت بسان بچه ای بی آزار
از اینهمه حرف خسته شده باشی
گاهی وقتها حتی قلب مهربانت
از شنیدن این الفاظ به تو سرکوفت میزنه
گاهی وقت

ادامه مطلب  

زناني كه با گرگها مي دوند  

كتاب " زنانی كه با گرگها می دوند"، نوشته دكتر كلاریسا پینكولا استس. احتمالا می شد ششصد و پنجاه صفحه را در سیصد صفحه خلاصه كند. ولی شايد كتابی كه برای بیدار كردن روح وحشی زنها نوشته شده است، همان بهتر كه تا دلش می خواهد حرف بزند و توضیح دهد و مثال بیاورد. زنانه تر است به نظرم...كتاب بر پایه داستانهای كهن و اسطوره شناسی ها، به تحلیل چگونگی از دست رفتن روح و حیات وحشی زنها در طی دورانها پرداخته است. شايد در عصر كنونی كه زنها بیشتر از هر دورانی مردتر

ادامه مطلب  

کهکلیک كيمين باشيني قارا قویوبدی و...  

آتالار سوزو : کهکلیک كیمین باشینی قارا قویوبدی، دالی سیندن خبری یوخدی : مثل کبک سرش را توی برف کرده از پشت سرش خبر ندارد. منظور خود را در نا آگاهی نگاه داشته و از خطر بی خبر مانده است. این مثل را هنگامی می زنند که کسی عمدا خود را به بی خبری زده و به قول خودش از اوضاع و احوال بی خبر هست.
فقر و فحشا؟ سکوت
جنگ و ویرانی؟ سکوت
دزدی و اختلاس؟ سکوت
منبع : تمثیل و مثل ترکي خراسانی
کتاب در خواستی شما در سراسر ایران و جهان با پست ارسال می شود. برای این منظور د

ادامه مطلب  

تو کیستی ؟!  

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟شب از هجوم خیالت نمی برد خوابمتو چیستی که من از موج هر تبسم توبسان قایق سرگشته روی گردابم؟!
تو در کدام سحر بر کدام اسب سپید؟تورا کدام خدا؟تو را کدام جهان؟تو از کدام ترانه تو از کدام صدف؟تو در کدام چمن همره کدام نسیم؟تو از کدام سبو؟
من از کجا سر راه تو آمدم ناگاه؟!چه کرد با دل من آن نگاه شیرین ، آه!!!مدام پیش نگاهی ، مدام پیش نگاه!
کدام نشاه دمیده از تو در تن من؟که ذره ها وجود تو را که می بیندبه رقص می آیندسرود م

ادامه مطلب  

اندک سخنی راجع به واژه تات  

اندک سخنی راجع به واژه تات  
⚠️تات کلمه ای ترکي است همانطور که اعراب غیر عرب را عجم= لال نامیدند.
ترک ها نیز به اجنبی و غیر ترک تات گفته اند.
⚠️در دوره های متفاوت تحول معنایی نیز صورت گرفته است، مثلا بعد از اسلام این کلمه از طرف ترکان مسلم در مورد کفار به کار رفته است و به اویغور ها که مسلمان نشده بودند تات گفته میشد.
⚠️امروزه قشقایی های استان فارس فارس ها را تات/ تاتجیک نامند. ترکان ایلاتی این کلمه را در مورد شهرییان هم بکار برده اند در استعم

ادامه مطلب  

نگاه  

 
"به یاد همه ی آنچه در این پنج روزه دیده ام می افتم ، احساس می کنم چه بسیار دیدنیها که از زیر نگاه من گریخته اند. در خود احساس نقص و کمبود هوش و حواس می کنم. دلم می خواست می توانستم تمامی زندگانی را با چشمهایم ببلعم و به راستی که نبلیعده ام. آنچه به صورت عصاره ای در خاطرم مانده اینا است. قاچاق. افیون. مسجد. سنی . شیعه. خشکی و آفتاب و شن" 
اینها جملات تقریبا پایانی کتاب "دیدار با بلوچ"  محمود دولت آبادی هست . به اینجای کتاب که می رسم با خودم میگم و من چ

ادامه مطلب  

یکی را دوست میدارم ولی افسوس ....  

*یكی را دوست دارمولی افسوس او هرگز نمیداندنگاهش میكنم شايدبخواند از نگاه منكه او را دوست می دارمولی افسوس او هرگز نمیداند*
 
*به برگ گل نوشتم منتو را دوست می دارمولی افسوس او گل رابه زلف كودكی آویخت تا او را بخنداند*
 
*به مهتاب گفتم ای مهتابسر راهت به كوی اوسلام من رسان و گوتو را من دوست می دارمولی افسوس چون مهتاب به روی بسترش لغزیدیكی ابر سیه آمد كه روی ماه تابان را بپوشانید*
 
*صبا را دیدم و گفتم صبا دستم به دامانتبگو از من به دلدارم تو را من د

ادامه مطلب  

اندر حکایت نقش موقعیت‌های آب‌وهوایی در زایش اندیشه‌های ناب  

شنبه 20آذر منتشر شد
باور بفرمایید یک نظریه‌ای در علم روانشناسی و جامعه‌شناسی وحتی لغت‌شناسی و گاهی در نسب‌شناسی و زیست‌شناسی و ریخت‌شناسی هست که می‌گوید انسان‌ها معمولا برای انتخاب واژه‌هایشان گاهی بر اساس تغییرات جوی یا موقعیت مکانی خود صحبت می‌کنند، به این معنی که واژ‌ه‌هایی را به کار می‌برند که ربط آب‌وهوایی  یا زمینی ودریایی و باغی ودرختی و خشکی و تری دارد. مثلا وقتی اگر کسی کنار دریا باشد می‌خواهد با عمه‌جانش حرف بزند، ناگه

ادامه مطلب  

بپرس چه خبر.. بگم برف اومده تا کمر  

دانشگاه بالاخره جایزه های مسابقه های منطقه ای و المپیاد رو داد. مهم ترین نفر شنای خواهران خب مشخصه من بودم. یکی از بچه ها که بهش یه کارت دادن، داشت نگاه می کرد ببینه چندیه.. منم چشمم خورد.. 120 تومن بود. به من دو تا کارت دادن. اومدم خونه، مامان نبود. بهش گفتم فک کنم 250 اینا دادن. بعد گفتم بذار ببینم چنده و بعله.. 600 تومن بود!
با بچه ها که از من خوششون نمیاد، عکس گرفتیم. مخصوصا یه جوری گرفته بودم که دیده شه دو تا لوح دادن و اینکه علامت پیروزی! دو های لعنت

ادامه مطلب  

تک بیت های عاشقانه ی ناب  

بس که دل ها برده ای با ناز خود بشکسته ای
دود آه عاشقان روزی به چشمت می رود
 
تلاقی دو نگاه است لحظه ی موعود
که آتشی به دو دل شعله ور کند از عشق
 
درمیان موج اشک از نا امیدی های خود
هم چنان خندانم از امید واری های دل
 
نبودم شمع رسوایی که تا سوزم به محفل ها
به صحرا سوختم چون لاله ای از داغ پنهانم
 
دل افسرده ام امشب پرستار غم و درد است
تو اشکم همتی شايد که از دل عقده بگشایی
 
موج غم های تو پایانی ندارد در دلم
موجی از نو جانشین موج دیگر می شود

ادامه مطلب  

تو نرفته ای...  

من به در ِ خانه ات تکیه داده امعابران می گویند نیستبه خانه ی متروکش نگاه کننیسترفته استمی گویند و می روندسی سال است می گویندنیسترفته استگفته اند و رفته اندمن امابه درِ خانه ات تکیه داده ام
"علیرضا روشن"
+چند وقته بد اخلاق شدم... :(+چقدر حرف دارم... شايد فردا... .

ادامه مطلب  

هم خون  

خواهرم پرسید چرا نمیخوابی؟
خواهر جان...خواب من یعنی بیداری فردا صبح...دوباره...از سر گرفتن لباس پوشیدن های پراکنده  خیره به آیینه و مشت مشت دسته موهایی که از سرم میریزد...
به زحمت لیوان چای را سر بکشم و درد در معده ی ناقص و رنجورم که انگار بدنش گرفته میپیچد و چای جای باز می کند...
کفش ها...خم که میشوم چشمانم سیاهی میرود...بالا که می آیم چشمانم را می مالم و میسوزد...خواب و گنگی و تهوع...
خواب پلکان را پایین رفتن و کوچه ی بلند و باریک را تا انتها بی فکر و خ

ادامه مطلب  

طرفين!  

برای مریض خانوم مسن، با وزن بالا و ناراحتی مفاصل زانو و لگن هفته قبل، باطری تعبیه شده. با كمك یه پسر حدودا سی و پنج ساله ش، و یه خانوم بسیار چاق و كُند دیگه، وارد اتاق معاینه شده... بعد از تمام شدن آنالیز و معاینه و نوشتن داروها، مریض آروم به كمك پسرش از رو مبل بلند میشه و بیرون می ره. خانوم همراه، روی صندلی نشسته و به ما نگاه می كنه. استادم از من می پرسه ایشون هم مریضه؟ می گم نه همراه مریض قبلی بود. زن تكونی به خودش می ده و بلند می شه و در طی شش حركت

ادامه مطلب  

 

هاها   چی چی   هاها   چی چی .این صدای قطار نیستا .زبون ژاپنیه 
هاها یعنی مامان چی چی یعنی پدر.گفتم دو سه كلوم ژاپنی هم یاد بگیرید بد نیس
حالا اسم منو به زبون ژاپنی بینید
مخلص شما  "رین ری تو مو دو تو كو" فقط یه نموره طولانیه
 
میبینم كه دارید از دست من خلاص میشید برا یه ماهی
خب فعلا برم چند ساعت ميام دوباره
 
 
 
سلام مجددیات
اومدم در اصل معذرت بخاوم برا اینكه خیلی وقته كه پیام جواب ندادم و توی تلگرامم اذیتتون كردم اونجا هم درست جواب نمیدم .من هم

ادامه مطلب  

نعمت نگاه :  

نعمت نگاه :
یکی از نعمت هایی که خداوند بر انسان عنایت کرده نعمت چشم است که یکی از سه عضوی است که در چند جای قران به آن اشاره شده از جمله آیه 78 سوره نحل که می فرماید : « وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»
یعنی : و خدا شما را از شكم مادرانتان بیرون آورد در حالى كه چیزى نمى‏دانستید، و براى شما گوش و چشم و قلب قرار داد تا سپ

ادامه مطلب  

نزدیک تر از پیش  

امروز هم دیدمش .....اما خوبیش اینه که قرار نبود ببینمش و یهویی شد
بهتر از دفعات پیش بود ....خندیدیم ......تو چشم هم نگاه کردیم .....هر چند هر دو مون از احساس اون یکی بی اطلاع بودیم
در کل یکمی از جمله ی "بقیه چی میگن" دور شدیم
-----------------------------------------------------------------------
راستی نظرتونو درباره ی قالب بگین

ادامه مطلب  

383 وقتی یک مربع پارچه ای معنی ت رو عوض می کنه  

بسم الله الرحمن الرحیم
خیلی مهمه بدونیم
که اگر همه ی دنیا هم بگن ما خوب یم
بازم نظر خدا مهمه و نظر بقیه پشم ...
و این یعنی اگر هرروز همه چپ بهت نگاه کردن
تو سرتو بالا بگیر و به مولات نظاره کن (منت هم نزار اینقدددددددد)
یه موقعی نمی فهمی
ولی اعتماد کن به باورت خلاصه تا وقتی خدشه برنداشته و هنوز نشکسته
شايد ندونی اون اعتماد چه خطر هایی رو از جلوی پات برداشته و چه شانی برات آورده
برای من بین
توجه دنیا و توجه خدا
یک مربع پارچه بود که
که فقط چند تا تار م

ادامه مطلب  

حیا یعنی : وقتی راه میری طوری نری که نگاه ها به طرفت برگرده  

 


حیا یعنی وقتی استادت حرف میزنه و نگاهش زیاد توی چهره ات میمونه شرم کنی کنی .
 
حیا یعنی وقتی با یه همکلاسی پسر حرف میزنی ادای بچه مومن در نیاری که نگاهتو 180 درج بچرخونی بلکه: خودت، ازدرونت مانعی داشته باشی که شرم کنه به یه نامحرم نگاه کنه.
حیا یعنی : خودت یه خط قرمز داشته باشی دورت و توی ذهنت نسبت به محرمات الهی.وقتی راه میری طوری نری که نگاه ها به طرفت برگردهوقتی توی خیابون میخندی حواست به اطرافت باشه حتی به اینکه لبخندت اغواگر نباشه( همون لب

ادامه مطلب  

مجسمه  

باید اعتراف کنم که از این می ترسم .  
به عنوان یه نوجوان 17 ساله شايد آدم ترس های زیادی نداشته باشه ... ولی من از یک چیز خیلی وحشت دارم .
از زندگی خودم در چند سال بعد خیلی می ترسم . 
وقتی به زندگی آدم هایی که جوانی را رد کرده اند و پا به دنیای بزرگسالی گذاشته اند نگاه می کنم چیزی جز سیاهی و پوچی نمی بینم . مجسمه هایی که هر روز کت و شلوار پوشان آن هم نمی دانم به دنبال چه از خانه گریخته و سردرگم وارد خیابان ها می شوند . خیابان ها را پر می کنند و فکر می کنند

ادامه مطلب  

معیارهای انتخاب همسر از نگاه پیامبر اکرم (ص)  

پیامبر اکرم (ص) معیارهای را برای ازدواج معرفی کرده‌اند، که سالم‌ترین و مطمئن‌ترین معیارها است.
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ ازدواج در نگاه هر کس معیارهایی دارد. با این حال، معیارهایی که بزرگان دین معرفی کرده‌اند، سالم‌ترین و مطمئن‌ترین معیارها است.  شرط اول؛ ایمان  در اسلام شرط اول انتخاب همسر ایمان و تقوا معرفی شده است. دین بنیان خانواده را حفظ می کند و همسر باتقوا بیشتر از همسری که تقوای کمتری

ادامه مطلب  

بازگشت  

امروز بعد از مدت ها به وبلاگم سر زدم
خاطرات زیادی برام زنده شدن یکم دلم گرفت ، یه روز که فهمیدم تو مدرسمون مسابقه وبلاگ نویسی هستش تصمیم گرفتم این وبلاگ بسازم.
ولی بعدش دلبستش شدم . راستی چی میشه که آدم وابسته یه چیز بی روح میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
شايد برای اینه که خودش اونو ساخته مثل بچش خخخخخخخخخخخخ
اصن اینارو من برای کی نوشتم یا الان دارم برای کی مینویسم..؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 
شايد برای اینه که دوباره بعداز مدت ها که برگردم و چشمم به اینا بیفته دلم تنگ بشه

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1