Im very tired..
..Please stop!
خسته ام ...خیلی
..یک چای تازه دم در استکان ...ولی تک نفره !
یک جای نرم پتویی گرم ... هجوم افکار!
یک اتاق یک چهار دیواری یک جای امن ..بدون هم صحبتی !
یک خیابان باچراغ های نیمه روشن خسته ...تاریکی محض!
یک پالتو یک ژاکت یک دستکش ...هوایی سرد!
خسته ام ...
هیچ کدام خستگی را از تنم به در نمیکنند ! 
لالایی بخوان !بگذار بخوابم....

ادامه مطلب  

خدا  

گم شدم میونِ حالِ مزخرفم
پیدا نمیکنم خودمو...
گم شده ام نیست!
دلم میخواد این حال و خودمو بردارم ببرم یه جایی و فقط داد بزنم و گریه کنم
انقدری که گلوم زخم شه و چشام کاسه ی خون 
بشینم کَفِ زمین و های های برای خودم گریه کنم
خدایا؟چرا سبک نميشم؟خیال نداری یکم فقط یکم از این حال و هوا بیرونم بیاری؟
آدم اگه عاشق باشه میفهمه یه دردی داره ، اگه خسته باشه بازم اون مشخص،اگه درد داشته باشه اونم دَوا داره ،چمیدونم...ولی این چیه که گریبونِ من میشه؟دردِ بی در

ادامه مطلب  

نمازشب  

 

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است
بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله
بنده: خدایا من در رخت

ادامه مطلب  

باز هم دو راهی  

کار پیدا کردم.. توی کافی شاپ
الان دو روزه دارم میرم.....
همون کاره خسته کنندهٔ سنگینه انبار از کاره شیکه اینا بهتره
پشت سرم میگن  میخندن و توی روم اخم میکنن .....
چی فک میکنن پیش خودشون ؟؟؟؟؟
کار قحطه ؟؟؟
احساسه بدی دارم ... فک کنم واقعا قحطه .....
میخوام به مهرداد مدیرمون بگم دیگه نمیام..
بگم ؟ میترسم ..... از بیکاری ، از بی پولی ، از همه چیز ......
خدایا چیکار کنم ؟؟؟!!!!! 

ادامه مطلب  

بی خوابی  

خوابم میاد ولی خوابم نمیبره ....
اینقدر فکرهای جور واجور توی سرم هست که نمیذاره بخوابم .......
خدایا این چشمانه من است که در این نیمه شب خسته و بیدار است ..................................!
از گوشه ی پنجره اتاقم باده سرده زمستونی خودشو میکشونه توی اتاق و منم با دستان یخ زده دارم مینویسم!
بیکاری خیلی اذیتم میکنه .....
مدام فکرم درگیره پوله مردمه .... بدهکارم!
کی میشه از این همه نگرانی رها بشم ....!!!!!
میرم سعی کنم بخوابم . امیدوارم موفق بشم . 

ادامه مطلب  

 

سلام عزیزمروز خیلی خسته کننده ای داشتمامروز یه تصادف درست و حسابی کردممقصر من بودمدختره بدبخت پیاده شد میخواست گریه کنهپیاده شدم درحالی ک میخندیدم گفتم آروم باش من مقصرمماشین ما که دویست تومنی بیشتر خرج برنداشتماشین طرف هم یه 300 تومنی خرج داره ک باید بدمخلاصه اینجوریhttps://goo.gl/yi4c02

ادامه مطلب  

چسب زخم  

همه هفت ترم همکلاس بودن‌مان، می‌دانستم که غروب‌ها بعد از دانشگاه توی ساختمان‌ها نقاشی وگچ کاری می‌کنی و دستانت به خاطر تماس با تینر همیشه خدا زخم و پردرد است و من همیشه توی کیف و جیب مانتوهایم یک عالمه چسب زخم داشتم که وقتی دستت خون می‌افتاد، می‌گذاشتم روی سررسید یا دسته صندلی‌ات تا به جای دستمال کاغذی چسب بزنی.اینکه این آخری‌ها خودت هم می‌آمدی و از من چسب می‌گرفتی، هر بار می‌گفتی آخرش به خاطر این شوینده‌های لعنتی و این سرفه‌های هم

ادامه مطلب  

اخرين جمعه پاييز  

عصر اخرین جمعه پاییز !!
تنهام ، خسته  از یك روز پركار،انرژی بر و البته بازهم تنها 
خیلی دلم میخواد به چیزای خوب فكركنم اما،دیدن بعضی فیلم ها ادم و یادبعضی ادم ها میندازه .....
ولو بودم روی كاناپه و داشتم فیلم میدیدم،یكی از دو شخصیت رقیب داخل فیلم برای جاسوسی عشقش و میفرسته پیش اون یكی و بد ماجرا رقیب عشق و طرف و كف میره و گندمیزنه به همه چی 
منم كه زخم خورده رقیب ،نتونستم جلوی خودم و بگیرم و انگار كه دوست داشته باشم این خودازاری و تمام اون اتفاقا

ادامه مطلب  

قصه حسینکرد شبستری  

چند وقتی است اولتیماتوم داده که شب ها زیاد بیدار نمان,برایت ضرر دارد.این که در روز ده ساعت پشت لپ تاب مینشینی حتما باید بگویم بد است که بلند شوی و دو قدم راه بروی و به خودت استراحت بدهی؟البته میداند کار خاصی نمیکنم ولی خسته شده.حق هم دارد.تنهاست و جز من همزبانی ندارد.قبلا بیشتر تحویلش میگرفتم.پارک میرفتیم,کوه و مسافرتمان کم میشد ولی قطع نمیشد.الان هم میرویم.الان هم تنهایش نمیگذارم و هر از چندی مهمانش میکنم.ولی خیلی وقت است به مهمانی نبردمش.مه

ادامه مطلب  

سرما  

پسرک جان سرد استبیرون از خانه که میروی خودت را قشنگ بپوشان...مبادا به امید گرمای دل دیگری، لباسهایت را فراموش کنی...این روزگار تا جان در توان دارد ....میخواهد برای قلب خسته ات بتازاند....مبادا به گرمای دست دیگری عادت کنی، که تا اخرین نفسهایت را از درون قلبت بیرون بکشد که راه هق هق ت را برایت تا ابد ببندد....پسرک جان....برایت خودت آدم برفی درست کن...زیر فیتیله ها برف بچرخ و داد بزن....اصلن آدم برفی ات را خراب کن و روی تکیه  های برفی اش بشین .....روی تمام بر

ادامه مطلب  

زناني كه با گرگها مي دوند  

كتاب " زنانی كه با گرگها می دوند"، نوشته دكتر كلاریسا پینكولا استس. احتمالا می شد ششصد و پنجاه صفحه را در سیصد صفحه خلاصه كند. ولی شاید كتابی كه برای بیدار كردن روح وحشی زنها نوشته شده است، همان بهتر كه تا دلش می خواهد حرف بزند و توضیح دهد و مثال بیاورد. زنانه تر است به نظرم...كتاب بر پایه داستانهای كهن و اسطوره شناسی ها، به تحلیل چگونگی از دست رفتن روح و حیات وحشی زنها در طی دورانها پرداخته است. شاید در عصر كنونی كه زنها بیشتر از هر دورانی مردتر

ادامه مطلب  

 

دیگه هیچ وقت هیشکیو تودلم راه نمیدم غیر از امیر جونم حتی رحیمم از دلم رفته اون دیروز توشب نشینی حرفایی تو خونه دوستش زد که من خراب شدم یعنی هیچ شدم واینطوری شد که اونی که دیوانه وار عاشقش بودم هم ازم فاصله گرفت همون کسی که اون حرفارو میزد ودلمو می برد گفت که عشق تاریخ دارد باشه قبول کردم تاریخ دارد اما مثل همیشه نتونستم بگم پس چرا حالا که کار از گذشته پی بردی من نمیتونم خودمو ببخشم باورم نمیشه تواین سن فریب خوردم لعنت بر هرچی سادگی ونیرنگ رحی

ادامه مطلب  

مطمن باش فقط بهت میخنده  

دیواری کوتاه تر از من نیست؟!
برای دلخوریتان؟
برای نامرد بودنت؟دخترک دیواری کوتاه تر از من پیدا نمیشود که با ناسزار گفتنت ناخوشی هایت را در سطل دلم بریزید؟
سایبانی غریب تر از پسرک بختیاری پیدا نکردی برای ناخالصی های روزمره ات؟ناسزای بهتری برای خودم و خانواده ام سراغ نداری؟
مگر من چه ها گفتم فقط گفتم دوستت دارم.
برای بی دریغ گویی هایت چی داری؟
غریب تر از قلب شش ساله پسرک بختیاری چیزی پیدا نکردی؟
من که شانه هایم مثل کوه بودند با یک عشق خم شدمشک

ادامه مطلب  

داستان گیلاس/8  

پارسال از قطب شمال بهم زنگ زدند گفتند پاشو بیا اینجا,شب یلدائی دور هم باشیم,صبح هم میریم کله پاچه میزنیم!!منم که میدونید عاشق کله پاچه,پاشدم رفتم قطب شمال!
تا رسیدم چند تا جعبه انار گذاشتند جلوی من و گفتند بی زحمت اینارم دون کن دورهم بخوریم,بعدشم صبح میریم کله پاچه ای!!منم به عشق کله پاچه شروع کردم به دون کردنِ انار و اونا هم کاسه کاسه به انار دون شده نمک میزدند و میخوردن!
چند ساعت که گذشت خسته شدم و پرسیدم:ببخشید,تا صبح خیلی مونده؟یکیشون همونط

ادامه مطلب  

همه چی آرووووووووم نیست !!  

این روزها هم داره بهم خوش میگذره ، هم معمولی و هم گاهی از همه چی خسته میشم !!
ماهی که داره تموم میشه و احتمالا یه اسباب کشی افتادم 
البته جهت پیشگیری مشغول اماده سازی مکان جدید هستیم ( رنگ و نقاشی و در و دیوار خونه ) 
مغازه هم برنامه خرید کارهای جدید و دارم که فکرم و درگیر کرده 
از همه مهمتر : پوووووووووووووووووول ندارررررررررررررررررم 
در عوض خوشیهایی بوده از طرف خانواده و دوستان که این تحمل این شرایط و اسونترش کرده 
جاتونم خالی از بابت اینکه

ادامه مطلب  

سرنوشت مبهم  

امشب رسما محل کارم رو ترک کردم ....
دیگه برنمیگردم .... فشار و سختیه کار یکطرف 
رفتارهای بدشون یکطرف ..
خسته ام از این همه توهین !
به مدیرمون گفتم حجم کار خیلی بالاست من نمیتونم .
ظاهرا اصلا راغب به رفتنه من نبود !
مردِ خوبیه و واقعا هوامو داره ولی .....
شاید یکی منو ببینه بگه اینو نگا چقد ناز نازیه !
ولی باور کنین واقعا کارش سنگینه
کلا ده دقیقه هم وقت استراحت داریم که اونم من مشغوله بحث با احمد آقام .....
هنوز هیچی نشده دلم برای کارم تنگ شده ....
یعنی زنگ م

ادامه مطلب  

 

بدنم کرخته، انگار خونی توش جریان نداره، همه چیز توی وجودم منجمد شده، غم روی قلبم چمباتمه زده، همه چیز رنگ سکون و یکنواختی ب خودش گرفته، نه من دیگه اون ترانه ی سابق نیستم، اون دختر مهربونی که دلش برای همه میسوخت حتی گربه کنار خیابون نیستم، از هممه فاصله گرفتم حتی خودم،اینجوری بهتره ، اره بهتره، بذار یخ بزنم ، منجمد شم، عوضش اذیت نميشم ، غصه نمیخورم، بودو نبود کسی واسم مهمترین زندگیم نمیشه،همه چیز میگذره تموم میشه ، اروم میشم، به این وضع عاد

ادامه مطلب  

 

کلا دوس ندارم در مورد زندگی شخصیم با کسی صحبت کنم. حتی به مادرم هم خیلی چیزها رو نمیگم. تجربه های ناخوشایند و تمایل شخصیم باعثش شده.اما وقتی کلافه یا عصبانیم نمیتونم. اگر به هرکسی هم  چیزی گفته باشم توی همین مواقع س. بعدش هم پشیمون میشم ها. اما اگر حرف نزنم سبک نميشم یه جایی بدتر منفجر میشم. به همینخاطر سعی میکنم یجایی بنویسم یا با کسی حرف بزنم که ربط نزدیکی نداشته باشه و بتونه راهنماییم کنه. یا حداقل گوش شنوایی باشه. اینجور شرایط سخت رو کم میشه

ادامه مطلب  

 

از ساعت یازده تا ۱۲ الی ۱۲ نیم شب مال خودمه و درواقع آخر 
شبمه اول از همه آهنگ گوش میدم. همون آهنگای تکراری
هرشبی گوشیم میزارم روی سایلنت و صفحه تلگرام اینستاگرام
رو هم باز نمیکنم و هرکی که بهم پیام بده رو رد میکنم 
و همراه با آهنگ یسری نوشته رو هم میخونم و کیف میکنم. 
و اون وسط وسطاش مرد ایده آل همیشگیم رو هم 
تو ذهنم تصور میکنم که تابحال مشابهش رو رو زمین فکر نکنم 
دیده باشم :))))) زیاد رویا نمیبافم. و سعی میکنم 
این یساعته رو برای خودم خوب بگذرو

ادامه مطلب  

 

اشک می ریختم و اشک می ریختم و اشک می ریختم. درِ گوشم آروم گفت تو باید قوی باشی، تو باید به خاطر همه ی ما قوی باشی. گفته بود "ما" و صورت خیسم رو بوس کرده بود. حرفش رو توو ذهنم تکرار کردم، چون نمی تونستم حرف بزنم. من. باید. قوی باشم. به خاطر ما. حتی نمی تونستم سرم رو بالا بیارم و به چشم هایی که نگران من بودن، نگاه کنم. خیره به نقطه ای مبهم، اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم.
توضیحی برای اتفاقی که دیروز عصر افتاد، ندارم. بخش زیادی از عضله های بدنم قفل شده

ادامه مطلب  

در عبور خاطره هایی بی ابعاد ...(شیلا مسجدی)  

 
 
در عبور خاطره هایی بی ابعاد
از شبانه های خیال
دوباره به بن بست کوچه ی نگاهت رسیدم
خسته
مستانه سرودم و
باختم قافیه های دل را
یک به یک
از شره ی شراب ناب احساس
آیا باز ردیف می شود ابیات دستانت ؟
نیستی و
اما هنوز هم
تمنای شهد لبانت
تب گونه هایم را
به مهمانی اشتیاق آیینه های نوازش
روانه می سازد
مرا چه باک از بی تو ماندن
که در لمس موسیقی دلنواز آغوشت
ساز رویا
چه خوش می نوازد
نت عاشقانه های حضور را
آری
هان ای خوش نغمه ترین شعر بودن
این منم
بارش ابرها

ادامه مطلب  

پسرک راحت باش  

بعضی وقتها آدم باید انسانهای نامهربان را فراموش کرد
باید فراموششان کرد که انها با افکار خود درمورد تو قضاوت میکنند
گاهی با خودت میگی اینهمه حرف به کدامین علت من شنیدم
مگر نه فقط گفتم دوستت دارم
باید رفت و منتظر ماند ودید اون کسی که قراره برای بعضیها باشه
قراره براشون چکار کنه که این حرفها را نخوره
عجب مکافاتیست وقتی روحت بسان بچه ای بی آزار
از اینهمه حرف خسته شده باشی
گاهی وقتها حتی قلب مهربانت
از شنیدن این الفاظ به تو سرکوفت میزنه
گاهی وقت

ادامه مطلب  

درس پژوهی ادبیات فارسی متوسطه اول (استان سیستان و بلوچستان شهرستان سراوان)  

چکیده
 انسان موجودی پویا و بالنده است که همیشه میل دارد به  کمال شخصی و اجتماعی دست یابد و یکی از راههای رسیدن به کمال را ارتقای شاخص­ های علم­ آموزی می­ داند. جوامعی که توانسته اند این شاخص ­ها را ارتقا دهند؛ به موفقیت­ های شایانی رسیده اند. جشنواره ­های تدریس برتر، بستر مناسبی برای ارایه، مقایسه و انتخاب روش­ هایی است که بتواند شاخص­ های تعلیم و تربیت کشور را ارتقا داده و بهبود بخشد.
در این پروژه و پژوهش گروهی جامعۀ هدف دانش ­آموزان متوسطۀ

ادامه مطلب  

مراسم ترحیم رئیس سابق سازمان قضایی خراسان رضوی برگزار شد  

 

1395/10/5 یكشنبه
به میزبانی سازمان قضایی استان؛
مراسم ترحیم رئیس سابق سازمان قضایی خراسان رضوی برگزار شد
مراسم ترحیم عالم مجاهد حجت الاسلام غلامحسین ابراهیمی امام جمعه سبزوار و رئیس سابق سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خراسان رضوی در محل نمازخانه این سازمان برگزار شد.

در این مراسم که با حضور جمعی از فرماندهان نظامی و انتظامی و علما و روحانیون استان برگزار شد، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خراسان رضوی گفت: حجت الاسلام والمسلمین ابر

ادامه مطلب  

#نماینده_سس_کش  

من اصلا آدم فحاش و بددهنی نیستم ولی متاسفانه بعضی چیزها و کارهارو میبینه و میخونه آدم خودبخود هرچی فحش خارمادر توی ذهن داره به یادش میاد!!توی کشوری زندگی میکنیم که این کشور هم توی جهانی واقع شده که حتی تمساح ها هم امنیت جانی-جنسی ندارند!!دیگه از نمایندگان پایداری مجلس توقعی نیست!!این50/60 نماینده قبلا تو کارِ ساخت دست انداز و سنگ اندازی پیش پای دولت بودند ولی جدیدا زدند توی کارِ خیال بافی و بهتان و فال گوش ایستادن و جاسوسی و گفتن اسرار نظام برا

ادامه مطلب  

مراسم ترحیم رئیس سابق سازمان قضایی خراسان رضوی برگزار شد  

 

1395/10/5 یكشنبه
در محل سازمان قضایی استان؛
مراسم ترحیم رئیس سابق سازمان قضایی خراسان رضوی برگزار شد
مراسم ترحیم عالم مجاهد حجت الاسلام غلامحسین ابراهیمی امام جمعه سبزوار و رئیس سابق سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خراسان رضوی در محل نمازخانه این سازمان برگزار شد.

در این مراسم که با حضور جمعی از فرماندهان نظامی و انتظامی و علما و روحانیون استان برگزار شد، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح استان خراسان رضوی گفت: حجت الاسلام والمسلمین ابراهیم

ادامه مطلب  

عروسی...  

دیشب عروسی نوه خاله همسری بود.
عروسی که آخر هفته نباشه خیلی سخته... چون ترافیک مسیر تا تالار کلافه کننده س. فرداش هم که همسری می خواد بره اداره همش خسته س...
ولی خب از بس اصرار کرده بودن و چند بار تلفنی هم یادآور شده بودن دیگه نمی شد شرکت نکنیم...
از صبحش می خواستم برم آرایشگاه برای پاکسازی پوست ولی منصرف شدم .. با وجود خاله پری اصلا حوصله ای واسه این کارا نمی موند.
دیگه دخترم که از دانشگاه برگشت برام انجام داد و خدا خیرش بده خیلی هم پوستم تمیز و پاک

ادامه مطلب  

همه چی صداش دراومده ...  

تا حالا شده وسایل خونه تون یکی پس از دیگری دچار مشکل بشه؟
هفته گذشته خونه ما اینطوری بود...
صبح که از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی و دیدم کلا دمپایی ها خیس... یه محیط مرطوب و سردددد... یه نگاه کردم دیدم وااااای سیفون لبریز از آب و همینطور می چکه... تو این بی آبی!!!
بعدش وسط روز دیدم ای دل غافل انگار از زیر یخچال یه کوچولو آب می زنه بیرون! ای وای این دیگه چش شد.. دو تا روزنامه پهن کردم بلکه نمش رو بگیره که بخیر گذشت...
اومدم از فریزر نون در بیارم دیدم وا زی

ادامه مطلب  

شروع تازه  

دراز کشیدم روی کاناپه ، هندزفری هم توی گوشم ،برعکس همیشه دلم موزیک فارسی کشیده ، حس و حالم میطلبه، هرچند هنوز واسه خودم گنگه ، نمیدونم ناراحتم یا غمگین ، عصبیم یا بی تفاوت ، تنها مبدونم یچیزی این وسط سرجاش نیست ، مثلا قلبم توی دهنمه، یا مغزم از کار افتاده،شام نخوردم عوضش تا تونستم تو این چند ساعت ریزه خواری کردم ، شام خوردن همیشه واسه من مصیبت بوده و هست، بیشتر واسه انجام وظیفه میخورم ، اما امشب بیخیالش شدم، نمیخوام بهتون فاز بد بدم، واسه هم

ادامه مطلب  

نجات انسان  

سوال: چه نقشه ای برای نجات انسان وجود دارد؟
 
جواب: آیا شما گرسنه هستید؟ منظور گرسنگی جسمی نیست، بلکه آن حسّ جویندگی است که در پی چیزی والاتر در زندگی می باشد. آیا در درون خود چیز عمیقی می بینید که گویا هیچگاه ارضاء نشده است؟ اگر اینچنین است، به عیسی مسیح روی آورید؛ او جواب شماست. او فرمود: "من نان حیات هستم. کسی که نزد من آید هرگز گرسنه نشود و هر که به من ایمان آرد هرگز تشنه نگردد" (یوحنا 35:6).
آیا شما خود را سردرگم می بینید؟ آیا زندگی بی هدفی را دن

ادامه مطلب  

این نشانه ها از بیماری کلیه هایتان خبر می دهند  

افراد بسیاری در سراسر جهان، بدون اینکه بدانند با بیماری کلیوی زندگی می‌کنند. بیماری کلیوی چندین علامت فیزیکی دارد ولی گاهی‌اوقات افراد این علامت‌ها را به مشکلات دیگر ربط می‌دهند. همچنین، آنهایی که دچار بیماری کلیوی هستند خیلی وقت‌ها تا مراحل بسیار پیشرفته بیماری که کلیه‌ها دچار نارسایی می‌شوند یا میزان بسیار بالایی پروتئین در ادرار دیده می‌شود، علامت‌های آن را مشاهده نمی‌کنند. این یکی از علت‌هایی است که باعث می‌شود فقط ۱۰٪ از اف

ادامه مطلب  

اولین روز کارورزی  

کلمات کلیدی :توصیف حالت عاطفی .محیط فیزیکی مدرسه.روابط بادانش آموزان ومسولان.کلاس داری.بازدید
بنام خداوندی که آرزوی دل بنده حقیررابه جای آوردومرا درچنین محیط آرامش بخش وپرازمهرومحبت قرارداد.
پسازروزی سخت وفشرده وکلاس های پی درپی ,یکشنبه فرارسید درانتظار روزی متفاوت بودم .روزی که درطول سه ترم گذشته تجربه ی آن رانداشتم .اولین روزکارورزی ,واولین روزی که مقدمه وشروع خدمت مقدس معلمی برای من بود چون دوستان وهم کلاسی های من هفته قبل این تجربه ر

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1