موسیقی  

من خودم فکر کنم یه ٨ سالی بشه که دستوپا شیکسته کار موسیقی میکنم از موسیقی الکترونیکی بگیر تا الان که هر سازیو میتونم صداشو دربیار.
به این نتیجه رسیدم بهترین اهنگاي ریلکسیشن_ترپ_دابستپ_لایت_کلاسیک و... هم بتونی بسازی.
هیچکدوم نمیتونن جای موسیقی سنتی و سازای سنتی رو بگیرن.
شما به تار استاد لطفی گوش کن...!
اصن معلومه دستگاه موسیقی و سبک و سیستمش اصن اسمانیه.

ادامه مطلب  

.  

ورزش تیراندازی یک ورزش رقابتی است که در آن، مهارت ورزش‌کاران (همانند سرعت و دقت ) با استفاده از انواع مختلفی از اسلحه مانند اسلحه گرم و سلاح های بادی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
 
 
مقدمه
ورزش تیراندازی یک ورزش رقابتی است که در آن، مهارت ورزش‌کاران (همانند سرعت و دقت ) با استفاده از انواع مختلفی از اسلحه مانند اسلحه گرم و سلاح های بادی مورد بررسی قرار می‌گیرد. شکار نیز یک نوع ورزش تیراندازی است و در واقع تیراندازی به قرقاول های زنده، زمانی یک ر

ادامه مطلب  

کنسرت  

دیروز داشتم یکی از اهنگاي ابی رو گوش میدادم ،به مامان گفتم این سری اگه کنسرت بزاره تو ترکیه حتما میرم ،بعد خندیدمو گفتم ترکیه ام همین بغله دیگه باباهم نمیگه نروقول میدم مستقیم میرم فرودگاه میرم کنسرت بعد دوباره میام فرودگاه برمیگردم تهران مامی ام خندیدو گفت اره بابا مشکلی نداره تازه باآقا......هم مبفرستیمت باهم برید اونجا مراقبت باشه بعد گفت نه نه میترسم برید اونجا اون از همه خطرناک تر بشه 
نمیدونم چرا مامان این حرفو زد درسته همه چیز شوخی ب

ادامه مطلب  

حلیمه :)  

به نام خالق بهترین لبخند ها :))
اهنگ حلیمه رو پلی کنی تو گووت بخوای درس بخونی یا پست بذاری :))
اقا راز خوب بودن حال ادماهمینه!
همینه که تو هر حال عنی که میخوای باشی خودتو شاد کنی حالا با یه اهنگ شاد یا خوردن غذای مورد علاقه مث لازانیا :)))
دلتنگ خنده های از ته دل بابامم :) یادم میاد اون موقع ها که بابام یه 206 داشت تو ضبطش همش از این اهنگا بود! هر کی میخواست بشینه تو ماشینمون با رقص مینشست :)))
میخوام براش دوباره یه فایل اونجوری درست کنم ! باید بابام شاد ب

ادامه مطلب  

داستان عشق  

بچه که بودم عیدا حال و حول من بودتمام انرژی های سرکوب شده یکسال تو وجودم به صورت آتشفشان فوران میکرد؛ با شنا کردن تو آب لجن و بیماری پوستی گرفتن با از درخت بالا رفتن ، رقصیدن پشت وانت، دوییدن و عربده کشیدن تو خونه باغ عموم، کتک کاری با پسر عمو هام، کله پاچه خوردنا (عاشق کله پاچه بودم) ، تولدای آن چنانی که هر چهار فروردین برام میگرفتن.زن عموم هرسال خونشو برام تزیین میکرد و کیک دو طبقه که هیجا ندیده بودم میگرفت و طلا بارونم میکردن همه چون زن عموم

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1